تبليغاتX
سکوت ، عشق ، تنهائی

 

بیا بنویسیم روی خاک . رو درخت
رو پر پرنده . رو ابرا
بیا بنویسیم روی برگ . روی آب

توی دفتر موج . رو دریا
بیا بنویسیم که خدا ته قلب آینه است
مثل شور فریاد یا نفس تو حصار سینه است
با همیشه موندن وقتی که هیچی موندنی نیست
اوج هر صدای عاشقه که شکستنی نیست
با صدام میام . همه جا تو رو مینویسم
روی آینه گریه هام . گونه های خیسم
ای که معنی اسم تو آسمون پاکه
ریشه صدا . نبض عشق . زیر پوست خاکه

بیا بنویسیم روی خاک . رو درخت
رو پر پرنده . رو ابرا
بیا بنویسیم روی برگ . روی آّب
توی دفتر موج . رو دریا
توی خواب خاک . ریشه ها موسم شکفتن
همصدای من میخونن وقت از تو گفتن
چشم بستمو تو بیا به سپیده وا کن
با ترانه نفسات باغچه رو صدا کن
با صدام میام . همه جا تو رو مینویسم
روی آینه گریه هام . گونه های خیسم
ای که معنی اسم تو آسمون پاکه
ریشه صدا . نبض عشق . زیر پوست خاکه

بیا بنویسیم روی خاک . رو درخت
رو پر پرنده . رو ابرا
بیا بنویسیم روی برگ . روی آّب

توی دفتر موج . رو دریا
با ترانه نفسات . من ترانه میگم
اسمتو مثل یه غزل عاشقانه میگم


بیا که دیگه وقتشه . وقت برگشتنه
بوی پیرهنت که بیاد . لحظه دیدنه
با صدام میام . همه جا تو رو مینویسم

روی آینه گریه هام . گونه های خیسم
ای که معنی اسم تو آسمون پاکه
ریشه صدا . نبض عشق . زیر پوست خاکه

بیا بنویسیم روی خاک . رو درخت
رو پر پرنده . رو ابرا
بیا بنویسیم روی برگ . روی آّب
توی دفتر موج . رو دریا

تو نيستي و صداي تو ، هواي خوب اين خونه ست
صداي پاي عطر گل ، صداي عشق ديونه ست
تو از من دور و من دلتنگ ، تو آبادي و من ويرون
هميشه قصه اين بوده ، يكي خندون يكي گريون


هميشه مثل اين بوده توي یک لحظه ، توي يك ديدار
يه زخم از زهره لبخند ، تمام عمر فقط یک بار
پس از اون زخم پروردن ، پس از اون عادت و تكرار
ولي مثل يه روح اينور ، يه نيمه اونوره ديوار

خودت نيستي صدات مونده ، صدات چشمامو گريونده
دلم روي زمين مونده ، فقط از تو همين مونده

 
نفسهاي عزيز من ، صداي پاي شببوهاست
صدای باد و بوی نخل ، هواي شرجي درياست
سكوت اينجا صداي تو ، هوا اينجا هواي تو
 
پر از تكرار اين حرفم ، دلم تنگه براي تو
 
هميشه قصه اين بوده ، يا مرگ قصه يا آدم
ته دريا چه عشق ، مي جوشند چشمه هاي غم
هميشه عشق يعني ابر ، غروب و غربت بارون
تو در من جوشش شعري ، صداي اون لب بي روح

خودت نيستي صدات مونده ، صدات چشمامو گريونده
دلم روي زمين مونده ، فقط از تو همين مونده

 

 

نوشته شده در  نهم آذر 1388  توسط گل بی تا  | 


جای من خالی است
جای من در عشق
جای من در لحظه های بی دریغ اولین دیدار
جای من در شوق تابستانی آن چشم
جای من در طعم لبخندی که از دریا سخن می گفت
جای من در گرمی دستی که با خورشید نسبت داشت
جای من خالی است

جای من میان یه عکس

میان بودن وموندن
من کجا گم کرده ام آهنگ باران را ؟!
من کجا از مهربانی چشم پوشیدم؟!
جای من خالی است
جای من در میز سوم ، در کنار پنجره خالی است
جای من در درس نقاشی
جای من در جمع کوکبها
جای من در چشمهای دختر خورشید
جای من در لحظه های ناب
جای من در نمره های بیست
جای من در زندگی خالی است

همه من قابیست

روی دیوار

شاید هم حالا

عکسی خیره به تنهایی یک بغض

روی خاک انداز یه من مثنوی هفتاد من

جای من خالیست

بین همه این بیخودیا

ولی نه خوب یادم هست

شبی باز خواهی گفت:

جایت اصلا خالی نیست

حتی سی ثانیه

فرصت یک نفس و آه

کسی از این همه دست

این همه قلعه دور

فاتح قلعه نشد

هر چند میان دستان خالی

همه فاتحه خواندند

روی دست برای دلم

اما

جای دلم

طفلک دلم بدجوری خالیست...

 

نوشته شده در  چهارم آبان 1388  توسط گل بی تا  | 


 

دایی دا داریا دریا یا در دریایی که آهو ندارد نمی دانم فقط می دانم سیگار را که از دستش گرفتم فیلترش کردم شرابی بود که هفت ساله بود مست هستی یا آفرینش خدا خدا میکردم که او گفت عشق ممنوع ! لطفا سیگار نکشید نقش خود را بر سایه ای که اندام ندارد پدر کاش جنایت، نه   مسبب همه بدبختی های ما خودمان ، مانکن های تازه به بازار ، بازارش داغ بود از همان اراجیف همیشگیهای خودمان را برایش تکرار کردم ، که او تکیه بر راهبند سوار بر شانه هایم داشت جان می سپرد. راستی از تمام اهالی محل که در مراسم خاکسپاری ، لطفا دیگه جلو قبله من ، ببخشید قلب من پارک خیلی شلوغ بود مزخرف تر از همیشه ، دارد قی میکند همه من را

در قیفی که انتهایش را باید به خواب سپرد، پس بخواب آرام آرام رام رام میشود باز دوباره او را ببینم ، نمی دانم شاید خودش نباشد نه باشد یا نباشد من دیگر نیستم من نیستم من نیستم من نیستم .

 

ح .ا
نوشته شده در  بیست و پنجم مهر 1388  توسط گل بی تا  | 


 
خداوندا تو ؛
 
می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن
در این دنیا چه دشوار است
چه رنجی ‌می‌کشد
 
آنکس که انسان است
 
و از احساس سرشار است
 
 
نوشته شده در  چهاردهم مهر 1388  توسط گل بی تا  | 


 

قلبم را مومیای خواهم کرد !

از عشق ابدیتی خواهم ساخت

تا چون طاق کسری

ماندگار شود

تاسهایت را بریز

این جفت.یک،

ارزش دو را هم ندارد

برگ بکش

دو آس و یک بی بی

به هم نخواهیم رسید

دست وپایم را به پل ببندید

باید این عشق را ترک کنم

به اندازه چای داغ شب های امتحان دوستت دارم

: جرم من چه بود

دوست داشتن کسي که نديدمش

: این که من دوست دارم

: باید تحملم کنی

: تو برو من با تو کاري ندارم

: همه چیه منو اگه منو دوست داری

: براي دل خودم مينويسم

: باشه

: باشه

: در فضاي خالي اتاق تنها عکس توست که با من حرف ميزنه

: اتاقک کوچکمان بار فتن تو آرام شده

: سکوت تلخ اتاقک  صداي مبهم تو اشکهاي گرمي که به روي گونه هاي سردم مي نشيند حکايت از نبودن يه تکيه گاه ميکنه

: چقدر سخته فقط به يه صدا اميدوار باشي

: و چقدر بدتر که اصلا اون عاشقت نباشه

: مثل تو فيلما عشق يه طرفه

: تو راست ميگي

: تو داري از روي عقل تصميم ميگيري ولي من نه

: تو درست فکر ميکني

: اميدوارم مي تونستم جاي تو باشم

: کمکم کن

: تا به کي بايد رفت از دياري به دياري ديگر

: نتوانم نتوانم جستن          هر زمان عشقي وياري ديگر

: کاش ما ان دو پرستو بوديم که همه عمر سفر ميکرديم

: از بهاري به بهاري ديگر

: آه اکنون ديريست که فرو ريخته در من گويي

: تيره آواري از ابر گران

: چون مي آميزم با بوسه ي تو

: روي لبهايم مي پندارم

: مي سپارم جان عطري گذران......

بعد از آخرین زمزمه ات

که گفتی :

دلهای پاک خطا نمی کنند

سادگی میکنند

و امروز سادگی

پاک ترین گناه دنیاست

و من این گناه پاک

را تا ابدیت می پرستم.

اما اظطراب نمی گذارد

نه گرمایت راحس کنم

نه آرامشت را

ف.ا

نوشته شده در  هفتم مهر 1388  توسط گل بی تا  |